تبليغاتX
استفاده از مطالب وبلاگ منوط به ذکر منبع و اجازه از نویسنده می باشد تمام می شوم شبی
جنبش دانشجویی
 

مقاله درباره جنبش دانشجویی ایران با فرمت pdf ، استفاده از مطالب این مقاله با حفظ حقوق نویسنده بلا مانع است. . .

دانلود مقاله در رابطه با جنبش دانشجویی ایران از ابتدا تا اکنون. . .




http://daily.30n.ir/Photo/16Azar.jpg



اینم تبلیغات موسسه ای که 5 ماهه شروع به فعالیت کرده
البته با مدیریت جدید!





2 نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 13:18  توسط امیر حسین (اُمُل!)   | 

همنوایی با دشمن چرا؟ (تصاویر دلخراش از شیعیان صعده)
با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی!

زنان و کودکان بی دفاع صعده زیر بمباران سعودی ها....


http://www.ayandenews.com/storage/userupload/Image/14.jpg




نمیدونم کدوم گوری رفتن اونهایی که دم از آزادی و حقوق بشر میزدند؟

نمیدونم کجا هستند اونایی که هنوز براشون عادی نشده مسلمون کشی!

نمیدونم چرا لال شدن اونایی که برای لخت گشتن تو خیابونا خودشونوبه هر کاری وا میدارن و این رو آزادی میدونن!

کجان اونایی که مرگ بر روسیه میگفتند؟

مگه پیامبر نگفت " از مانیست آنکه فریاد برادر مسلمان خود را بشنود و پاسخ ندهد؟"

به قول یه دوستی چی شدن اونایی که از خفقان و نبود آزادی تو ایران مینالیدن؟ حالا چرا خفه خون گرفتن؟



شرم آوره به خدا!

یه بار دیگه به عکس های بالا به دقت نگاه کنید!


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یده

و احفظ نائبه خامنه ای بالقرآن....

پ.ن:

آهای
بیا و به این لخته‌ی خون بگو بی انصاف چرا ساعتی صبر نمی‌کنی تا برای همیشه به این خستگی پایان دهی

به عظمت خالقت قسم می‌دهمت بایست
صبر کن و من را هم با خود ببر

 

حالم بده
به اسپند روی آتش می‌ماند ...

2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 19:21  توسط امیر حسین (اُمُل!)   | 

مردم چه گناهی دارند ؟
حوزه‌ی علمیه پاسخگو باشد

فرقی نمی‌کند
چه برای تربیت خمینی‌ها ، خامنه‌ای‌ها ، مدرس‌ها ، اسدآبادی‌ها ، نواب صفوی‌ها ، نصرالله‌ها و ازغدی‌ها

یا برای تربیت منتظری‌ها ، صانعی‌ها ، بیات‌ها ، هاشمی‌ها ، خاتمی‌ها ، کروبی‌ها و کدیورها

به هر حال حوزه‌ی علمیه پاسخگو باشد ...




روم نمیشه بگم:

بهانه ی دیدار نمی خواهم

بی بهانه که ببینمت
بیشتر می فهمی

احتیاج و اشتیاقم را
به بودنت

2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 0:36  توسط امیر حسین (اُمُل!)   | 

جامعه تک صدا ، حقیقت یا ادعا ؟

معمولا در جامعه ی تک صدا هر نوع صدای مخالفی حتی اگر انتقاد باشد سرکوب می شود و به نوعی خفقان تبدیل می شود.

در این جامعه به یقین امکان هر گونه اصلاح گرفته می شود و در نتیجه اگر حکومت کاری انجام دهد نمی توان دریافت که آن کار به نفع مردم است یا به ضرر آنها بنابراین کار ها فقط در جهتی به اجرا در می آیند که خواست حکومت است و دیگران حق هیچ گونه اظهار نظری خلاف آنچه اتفاق می افتد را ندارند!

حال با توجه به روند جاری آیا جامعه ی ما واقعا شبیه به تصویریست که در بالا توصیف شد؟

برای پاسخ به این سوال باید گذری به گذشته داشته باشیم; در زمان دولت اصلاحات و درست یک سال بعد از شکست پروژه ی کودتای مخملین سال 78 در سال 79 توسط سران دولتی و حتی خود رئیس جمهور وقت سید محمد خاتمی اعلام شد که کشور به بن بست سیاسی رسیده و حکومت در پی سرکوب هر نوع نظری است که در جهت اصلاحات زده می شود ، ولی آیا واقعا چنین بود؟

حال باید به حوادث بعد از انتخابات اخیر با دقت نگاه کنیم ، مطمئنا می توان بین بیانیه ها و اظهار نظر های اخیر سران اصلاحات در حال حاضر و 10 سال قبل رابطه ای پیدا کرد! سوالی که پیس می آید این است که چه می شود که جامعه ای که از 10 سال قبل دچار انسداد سیاسی و خفقان شده است(طبق ادعای اصلاح طلبان) هنوز به حیات خود ادامه می دهد و به جلو می رود؟

آیا جز این است که این موضوع تنها یک ادعا بوده که توسط جبهه ی اصلاحات برای ایجاد التهاب و مظلوم نمایی مطرح شده است؟

البته از آنجا که داشتن توهم در جبهه ی مذکور سابقه ی طولانی دارد (شاید از روزی که این جبهه شروع به شکل گیری کرد) طرح این قبیل ادعا ها دور از انتظار نیست!!

متاسفانه طرح اینگونه ادعاهای رنگا رنگ باعث شده که حتی صدای خنده ی کودکان نیز در مقابل اصلاح طلبان بلند باشد!

مدتی است که ادعا می شود که حکومت و دولت در پی ساکت کردن صداهای مخالف در جامعه است و دلیل آنرا نیز اینگونه بیان می کنند که برخورد نیروهای انتظامی و امنیتی در اغتشاشات اخیر و در مقابل عده ای فرصت طلب با خشونت همراه بوده و یا اینکه در فلانجا ، فلان تشکل یا انجمن و یا حزب تعطیل شده است! حال باید پرسید آیا واقعا چنین است؟ شرط انصاف این است که اول بپرسیم تخلفات این تشکل ها و احزاب چه چیز بوده و سپس قضاوت کنیم!

در نظر دیگر برخورد پلیس و نیروهای امنیتی چیزی خارج از حیطه ی قانون نبوده و نیست و اگر هم تخلفی صورت گرفته با آن برخورد شده و می شود در عین حال باید پرسید که نظر مردم در باره این سوال چیست که انتظار مردم از پلیس در مقابل بر هم زنندگان امنیت عمومی جامعه چیست؟ لبخند زدن و تایید رفتارهای خلاف قانون و نا امن کننده یا برخورد قاطع با هرگونه عامل نا امنی مردم؟

باید توجه داشت که هر کاری که بر پایه ی بی قانونی و قانون شکنی شکل بگیرد و اجرا شود حتی اگر وجهه ای قانونی به خود بگیرد چون بر قانون شکنی استوار است در کل عملی ضد قانون قلمداد شده و  طبق قانون نیروهای امنیتی و انتظامی باید با آن با قاطعیت برخورد کنند. پس نمی توان گفت که برخورد پلیس دیکتاتور موابانه است!

با توجه به نکاتی که در بالا ذکر شد می توان نتیجه گرفت که تعطیل شدن چند تشکل و چند حزب و حتی انحلال یک جبهه ی سیاسی که خواسته یا نا خواسته به مقابله بر علیه نطام پرداخته اند دلیل بر بودن یک جامعه تک صدا نیست و به یقین سران حکومتی به این امر واقفند که بوجود آمدن جامعه ای تک صدا به نفع هیچ کس نیست حتی حکومت!

اگر به زمان حیات حضرت امام خمینی (ره) نیز بنگریم خواهیم دید که امام هیچ گاه در مقابل قانون شکنی با تسامح برخورد نکرد و بدون هیچ تعارفی در مقابل تمام کج رفتاریها و بدعت گزاریها می ایستادند برای مثال در زمان نخست وزیری مهندس موسوی عده ای به برگزاری انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی اعتراض داشتند و درخواست ابطال آنرا داشتند در حالی که شورای نگهبان آن انتخابات را تایید کرده بود حضرت امام خمینی(ره) به افرادی که می گفتند رای شورای نگیبان را قبول ندارند گفتند:"....تو قانون را قبول نداری؟ غلط می کنی! قانون تورا قبول ندارد...." یا " هر کس بگوید شورای نگهبان کذاست مفسد فی الارض است"

با توجه به این نکات باید قانون را سرلوحه قرار دهیم و اگر عملی خلاف قانون انجام دادیم باید منتظر تبعات آن باشیم که ممکن است به تعطیلی حزب یا تشکلی منجر شود که در آن فعالیت می کنیم!

بنابراین ادعای تک صدا بودن جامعه ی ما حرفی بچه گانه و تنها برای ایجاد التهاب و مظلوم نمایی است ......

ضمنا اینکه جامعه ی امروز را با جامعه ی کمونیست زمان استالین مقایسه کنیم امری کاملا اشتباه است زیرا به نظر من وجه تشابهی برای این مقایسه وجود ندارد! نه بُعد فرهنگی و نه اجتماعی و نه سیاسی!

 توجه کنید که خورشید تا ابد در پشت ابر نمی ماند.

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة والنصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و احفظ نائبه خامنه ای بالقرآن......

 

امیر حسین

۲۶ آبان ماه ۱۳۸۸

2 نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 0:37  توسط امیر حسین (اُمُل!)   | 

عرفه ، اوج عاشقی
روز عرفه روزي است بسيار ارجمند و ويژه دعا و نيايش. در روايات بسيار سفارش شده که انسان در روز عرفه در کربلا و در کنار قبر امام حسين عليه السلام باشد. امام صادق عليه السلام مي‎فرمايد: "در روز عرفه خداوند نخست بر زائران مزار حسين عليه السلام جلوه مي‎کند، نيازهايشان را برمي‎آورد، گناهانشان را مي‎بخشايد و ... و سپس بر گردآمدگان عرفات جلوه مي‎نمايد"

مي‎گويند در حج واجب چون حتما" امام زمان در حج حضور دارند خيلي از حجاج اگر چشم بصيرت داشته باشند حضرت را مي‎بينند

http://img.tebyan.net/big/1386/09/1217279138081131266482716014113241200.jpg


ولي آقا ما که لياقت نداريم به سفر حج مشرف بشيم تا شايد در صحراي عرفات خاک زير پايتان باشيم و از انفاس پر ثمرتان بهره‎مند شويم

مولا ما که لياقت نداريم در حرم امامان حضرت حسين عليه السلام باشيم، در کنار ضريح شش گوشه ارباب، در کنار گودال قتلگاه باشيم و دعاي عرفات بخوانيم

ولي از همين راه دور تو را صدا مي‎زنم، مي‎دانم که مي‎شنوي، مي‎دانم که مرا مي‎بيني، مي‎دانم وقتي گناه مي‎کنم از من رو برمي‎گردوني تا مرا نبيني ...

ولي من يک دلخوشي دارم، من شيعه هستم و شما اهل کرامت اگر اسمي از مولا علي ببرم حتما" برمي‎گرديد و منو نگاه مي‎کنيد ... 


مي‎خواهم در ابري‎ترين لحظه‎ها فرياد بزنم و از باران عرفه سيراب شوم. دوباره کبوترهاي دل با خاک عرفات تيمم مي‎کنند. نمي‎دانم هرچه هست من زائر کوي حسينم، مي‎خواهم با زمزمه‎هاي حسيني در صحراي عرفات، مُحرم درگاه خدا شوم 



پ.ن:

اللهم الرزقنا توفیق طاعة و بعد المعصیة.....

اللهم الرزقنا توفیق شهادة فی السبیلک.....

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه و احفظ نائبه خامنه ای بالقرآن.....



الهی العفو.........



حرفای در گوشی:

خدای خوب و مهربون / خالق هفت آسمون / پیش دشمن علی / تن من رو نسوزون


خدایا غلط کردم........ ببخش

خدایا من رو حرم ندیده زیر گِل نکن....

2 نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 19:50  توسط امیر حسین (اُمُل!)   | 

دل من
دل است دیگر؛
یا شور می‌زند
یا تنگ می‌شود
یا می‌شکند
آخر هم مهر سنگ بودن می‌خورد روی پیشانی‌اش!
2 نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 14:59  توسط امیر حسین (اُمُل!)   | 

میگرن
سر درد های مزمن علت اصلی حواس پرتی در دانشگاه ماست!!



پ.ن:

ندارد!


ضمنا حتما به لینک زیر سر بزنید (نشریه خیلی عادی شماره دوم) :

خیــــــــــــــــلـــــــــــــــــــی عادی

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 16:32  توسط امیر حسین (اُمُل!)  

13 آبان 88
امسال تا اینجاش که مثل هیچ سالی نبوده!

بقیش رو نمیدونم چون اینجوری که کلاغا خبر میارن قراره اتفاقات جالبی بیفته!! حالا بزار بیفته تا بفهمی(بلا نسبت همه ی فهیمان و عقلای گرامی!)

بگذریم!

داستان ازینجا شروع شد که ; نه شروع نشده تموم شد! قرار بود یه اتفاقاتی بیفته(فقط قرار بود) که نیفتاد!

امروز داشتم بر میگشتم خونه سوار قطار که بودیم با چند ده تا از دانشجوهای گل و بلبل دانشگاه سمنان همسفر شدیم خدا خیرشون بده کلی روحیم عوض شد!!

به جز 3-4 تا ورودی 87 همه ورودی 85 و 86 بودن به خاطر همین هم سریع لینک دادن ما هم گرفتیم و کانکت شدیم!

(ادامه نمیدم چون به شدت سانسوری داره :دی)

آهان!

میخواستم بگم که......امسال 13 آبانش خیلی خنده دار بود!

رسما تف سربالا بود برا سبزی های گرامی!

من که بسی لذت بردم !

خدا باعث و بانی این حماقت ها رو لعنت کنه!

همین!

والعاقبة للمتقین

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة والنصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه

و احفظ نائبه خامنه ای بالقرآن


پ.ن:

نمی دانم
کجای قصه ی زندگی تو جا دارم

هر چه نگاه می کنم
برای بودنم جایی نیست
نبودنم را بپذیر !


بدون عنوان!(خطاب به یکی از دوستان):

گرگ دهن آلوده‌ی یوسف ندریده ...
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 23:28  توسط امیر حسین (اُمُل!)   | 

ظرفیت

نه به دعای من باران می‌آید
نه به نفرین تو خشکسالی؛
تا دو کلمه بحث سیاسی می‌کنیم
من و خودت را به مباهله* دعوت نکن!


پ.ن:

*دوئل مذهبی؛ بدون استفاده از آلات قتاله‌ی گرم یا سرد!



تاکید:

کنار قبر بی سنگم
فاتحه ای عنایت کنید بعد از صلوات

وقتی که حالم خوب شد ...

فعلا برای نوشتن حالم خوب نیست


بعدا نوشت:

به زودی در باره ۱۳ آبان با نگاهی جدید یک پست می زنم!!

ضمنا حتما به لینک زیر سر بزنید (نشریه خیلی عادی!) جالبه:

خیلی عادی(کلیک کنید)

2 نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 21:8  توسط امیر حسین (اُمُل!)   | 

کوه و کاه
تو
من
تنها
کاه ...

تو
من
همراه
کوه ...


اشاره:

لازم نکرده از این خنثی صورتک ها بفرستی !

وقتی میگم خفه شو

فقط خفه شو

همین!

2 نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 22:32  توسط امیر حسین (اُمُل!)   |