بقیش رو نمیدونم چون اینجوری که کلاغا خبر میارن قراره اتفاقات جالبی بیفته!! حالا بزار بیفته تا بفهمی(بلا نسبت همه ی فهیمان و عقلای گرامی!)
بگذریم!
داستان ازینجا شروع شد که ; نه شروع نشده تموم شد! قرار بود یه اتفاقاتی بیفته(فقط قرار بود) که نیفتاد!
امروز داشتم بر میگشتم خونه سوار قطار که بودیم با چند ده تا از دانشجوهای گل و بلبل دانشگاه سمنان همسفر شدیم خدا خیرشون بده کلی روحیم عوض شد!!
به جز 3-4 تا ورودی 87 همه ورودی 85 و 86 بودن به خاطر همین هم سریع لینک دادن ما هم گرفتیم و کانکت شدیم!
(ادامه نمیدم چون به شدت سانسوری داره :دی)
آهان!
میخواستم بگم که......امسال 13 آبانش خیلی خنده دار بود!
رسما تف سربالا بود برا سبزی های گرامی!
من که بسی لذت بردم !
خدا باعث و بانی این حماقت ها رو لعنت کنه!
همین!
والعاقبة للمتقین
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة والنصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه
و احفظ نائبه خامنه ای بالقرآن
پ.ن:
نمی دانم
کجای قصه ی زندگی تو جا دارم
هر چه نگاه می کنم
برای بودنم جایی نیست
نبودنم را بپذیر !
بدون عنوان!(خطاب به یکی از دوستان):
گرگ دهن آلودهی یوسف ندریده ...نه به دعای من باران میآید
نه به نفرین تو خشکسالی؛
تا دو کلمه بحث سیاسی میکنیم
من و خودت را به مباهله* دعوت نکن!
پ.ن:
*دوئل مذهبی؛ بدون استفاده از آلات قتالهی گرم یا سرد!
تاکید:
کنار قبر بی سنگم
فاتحه ای عنایت کنید بعد از صلوات
وقتی که حالم خوب شد ...
فعلا برای نوشتن حالم خوب نیست
بعدا نوشت:
به زودی در باره ۱۳ آبان با نگاهی جدید یک پست می زنم!!
ضمنا حتما به لینک زیر سر بزنید (نشریه خیلی عادی!) جالبه:
تو
من
همراه
کوه ...
اشاره:
لازم نکرده از این
صورتک ها بفرستی !
وقتی میگم خفه شو
فقط خفه شو
همین!
پ.ن:
اصلاحات تنها درختی بود که وقتی سبز شد مرد!
درختان بیریشه،
سبز هم که شوند
میمیرند!
یاد:
هفته ی قبل این موقع حرم امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) بودم.....
دلم هوای اون "السلام علیک ..." گفتن اول رو کرده....
دلم.....
دلم جا مونده....

ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس
خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس
آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان
جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس
آنجا که خادمینش از روی زائرینش
گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس
خورشید آسمان ها در پیش گنبد او
رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس
رویای ناتمامم ساعات در حرم بود
باقی عمر اما افسوس بود و کابوس
وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا
زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس…
انگشت نمای شهر شدهام؛
شیرین ندیدهاند که تیشه بر دوش،
سراغ بیستون رود...
پ.ن:
سوختن
در خنکای دو دست...
نه سوختن
نه ساختن
هیچ یک پایان نیست
حرف دل:
بودنت هم به این بزرگی
درد نبودنت را
علاج نمی شود گاهی ...
می پرسید من خرم که اینقدر به او محبت کردم ؟!؟
تمام برگهایی را که روزی به اندازهی آنها دوستت داشتم را پس بده
دوستت دارم هایم را پس بده
با بغض و فریاد بخوان
همین!
پ.ن:
یه نفر چقدر میتونه احمق باشه مثل من؟!
برای خرید مستند "پرونده ی هسته ای" به لینک زیر مراجعه بفرمایید(پیشنهاد میکنم ببینید)
http://www.ghalamshop.ir/vcd/specific/
تا بتوان ضربت متقابل وارد کرد...
پ.ن:
کاش بعضی آدمها را از همان پشت دیوار وبلاگ و واژههای اتوکشیدهشان می شناختم؛ بعضیها این طرف مانیتور که میآیند، چقدر کریه میشوند!کشتی نساز ای نوح طوفان نخواهد آمد
بر شوره زار دلها باران نخواهد آمد
شاید خدا به شعرم لبخند زند اما
جایی که سفره خالیست ایمان نخواهد آمد
رفتی کلاس اول این جمله را عوض کن
آن مرد تا نیاید باران نخواهد آمد
نظر تو پست پایین....
رویا نیست؛
دستانم را حلقه می کنم
در پنجرههای ضریحی که نیست!
اشک میریزم
پای مزاری که حتی حق نزدیک شدن به آن را ندارم!
چشم میدوزم
به گنبد و بارگاهی که نگذاشتهاند بسازیم!
ناتوانیهایمان را پنهان می کنم
پشت دعای فرجش؛
"آخر یه روز مهدی برات حرم می سازه"
رویا نیست!
پ.ن:
همه جا هستی
و این بودنت
از نبودنت سخت تر است
پوزش:
دوستانی که سر میزنن و سر نمیزنم ببخشند بنده رو چون به شدت مدتیه که سرم شلوغه انشاالله در فرصت مناسب از خجالت همشون در میام....
یا علی
هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود ...
اصل ماجرا:
گاهی دوست دارم
بداخلاق باشم
اما خودم باشم
پ.ن:
همین!
همه ی زیبایی زندگی به آرزوی داشتن نداشتنی هاست ...
حرف اول و آخر:
بالا را نگاه کن...
فرا تر از هر سقفی را؛
و بگو:
خدایا مرا ببین...
(مؤمن در هیچ چهارچوبی نمیگنجد...)
پی نوشت:
مدتهاست که خیس اند
نوشته هایم
همین!